فریاد خوزستان

تپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته --------- رساتر گر شود این ناله ها فریاد میگردد

بازگشت دوباره به اهواز مشهورترین شهر این روزهای دنیا
نویسنده : س-ع وکیل زاده - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳
 

دلم خوش شده بود که عاقبت نمردم و دیدم روزی را که اهواز در صدر اخبار جهان قرار گرفته است و عکسهای نقاط مختلف  آن،  عکس یک اغلب خبرگزاریهای معتبر دنیا می باشد. 


دوستان خوب فریاد خوزستانی سلام. مدتی باز هم غیبت کردم و از فیض دیدار شما عزیزان جان محروم شدم. نه به اندازه دفعه قبل، اما این بار هم کم طول نکشید. به هر حال بسیار خوشحالم که اکنون اینجا هستم. ولی چه بگویم. چه آمدنی شد. آمدنی به صرف تنفس مشتی خاک و نوش جان مقادیر متنابهی آلودگی !

در سفر که بودم، از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، در اروپا میگشتم برای انجام کاری و برآورد نیازی. این هفته های  آخر هر روزنامه و رسانه و سایت اینترنتی و غیر اینترنتی را که باز می کردم چشمم به تصاویری از شهر عزیزم اهواز می افتاد که همه چیزش با قشر کلفتی از خاک پوشانده شده است.  در عکسها نام زیبای اهواز را می دیدم که یا به فارسی یا به لاتین، با هنر انگشت، بر دل خاک نقش بسته است تا بنماید موقعیت ویژه "شهر نخل و نفت"  را در ربع اول قرن بیست و یکم با ذکر تاریخ.

این بود که دلم سخت هوای اهواز را کرد. من شکمو اولین چیزی که در آن غربت به فکرم رسید وضعیت سمبوسه و فلافل فروشی های شهر در این روزها بود. درست یک هفته پس از دوری اهواز، با یادآوری منظره سمبوسه و فلافل و سس تند و پیاز و گوجه و فلفل سبز،  با خودم عهد کرده بودم تا در اولین روز بازگشت سری به لشکر آباد بزنم  و دلی از عزای سمبوسه و فلافل کم شده خونم در بیاورم.

حالا که این عکسهای یک بند انگشت خاک بر همه چیز در اهواز را می دیدم، همه آرزوهایم نقش بر آب بود. نمی دانستم که چطور این فلافل سمبوسه فروشها می خواهند متاع خوشمزه خود را از شر جناب مستطاب ذرات ریزگرد معلق مزاحم در این ابعاد وسیع حفظ کنند.

در عوض دلم خوش شده بود که عاقبت نمردم و دیدم روزی را که اهواز در صدر اخبار جهان قرار گرفته است و عکسهای نقاط مختلف  آن،  عکس یک اغلب خبرگزاریهای معتبر دنیا می باشد.

فکر نکنید بچه فریاد خوزستان  آدم بی خیال، شکمو و الکی خوشیه که به معضل بزرگ شهرمان نمی اندیشد و فقط سوداهای بچه گانه سمبوسه و فلافل و شهره آفاق شدن در سر دارد. نه اصلا چنین نیست. منتها تا وقتی که مسئولانی گل مانند خواهر "مری ابتکار" داریم که حتی "مادر زمین" هم لقب گرفته، اصلا جای کوچکترین نگرانی نیست.

به نقل از خبرگزاریها، هفته گذشته  معصومه ابتکار در گفت‌وگویی تلفنی با سیمای خوزستان با اشاره به وقوع شدید پدیده گرد و غبار در روزهای گذشته در اهواز، گفت: من امروز در دولت گزارشی از اتفاقاتی که روزهای سه شنبه، پنجشنبه و جمعه در اثر افزایش گرد و غبار در خوزستان و شهر اهواز رخ داد و آثاری که این مساله پدید آورد و همچنین منشا این گرد و غبار، ارائه دادم.
او گفت: بر اساس تصاویر ماهواره ای به دست آمده به نظر می رسد که منشا بخشی از این گرد و خاک از خارج از کشور و بخشی نیز به واسطه منابعی از داخل ایجاد شده است. به دلیل باد شدیدی که ناگهان ایجاد شد و در این چند روز در منطقه وزید و همچنین به دلیل خشکی بسیار زیاد که متاسفانه به علت بارندگی بسیار کم این ماههای اخیر به وجود آمده، مقدار زیادی گرد و خاک به هوا برخاست و این وضعیت را به وجود آورد که شرایط بسیار دشواری برای هموطنان بود.
تصدیق بفرمائید  تا وقتی یک مادر زمین سخنگو و غیب گوی گروگانگیر سابق در صدر سازمان "محیط زیست" کشور نشسته است و توضیح واضحات می دهد و کار مهم گزارش وضعیت اسفناک خاک بر سرشدن  ملت را به دولت عهده دار می شود ، چه جای نگرانی باقی می ماند که مثل منی بخواهد آب در دلش تکان بخورد و جز به فلافل و سمبوسه و شهرت شهرش به چیز دیگری فکر کند. حاشا و کلا!