فریاد خوزستان

تپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته --------- رساتر گر شود این ناله ها فریاد میگردد

سخن هفته – مقصر هجوم شدید ریز گردها به خوزستان کیست ؟
نویسنده : س-ع وکیل زاده - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳
 

در روزهای گذشته بارها دیده ایم که بحث نارضایتی مردم خوزستان از وضعیت هجوم گرد و غبار بی سابقه در شهرهای عمده استان آنها، تبدیل به دستمایه سیاست بازان شده است. برخی که میخواهند از این نمد خاک آلود برای خود کلاهی بدوزند، مرتب انگشت اتهام را به سوی دولت حسن روحانی نشانه می روند. اما دولت روحانی چه می تواند بکند و آیا این دولت مقصر وضعیت موجود است؟


فریاد خوزستان – اکنون چند سالی است که ما مردم خوزستان عادت کرده ایم هر سالی چند هفته به خصوص در فصل تابستان، شاهد هجوم ریزگردها به شهرهایمان باشیم. اما امسال بعد از مدتها که خبری از آن مهمانان ناخوانده مزاحم نبود، ناگهان شاهد هجوم شدید تر از همیشه خاک آنهم در فصل زمستان به سرزمینمان هستیم که به نظر  بر ماندن اصرار هم دارد.

در برخی اجتماعات مردمی روزهای اخیر می بینیم پلاکاردها و دست نوشته هائی توسط افرادی حمل می شود که روی آنها عبارت «روحانی مچکریم !» نوشته شده است. البته واضح است این عبارت طعنه ای به دولت روحانی و طرفداران آن می باشد که در ابتدای پیروزی رئیس جمهوری مورد علاقه  خود با ادای این عبارت به مخالفان او نشان می دادند که از عملکرد منتخبشان  حمایت می کنند.

در روزهای گذشته بارها دیده ایم که بحث نارضایتی مردم خوزستان از وضعیت هجوم گرد و غبار بی سابقه در شهرهای عمده استان آنها، تبدیل به دستمایه سیاست بازان شده است. برخی که میخواهند از این نمد خاک آلود برای خود کلاهی بدوزند، مرتب انگشت اتهام را به سوی دولت حسن روحانی نشانه می روند. اما دولت روحانی چه می تواند بکند و آیا این دولت مقصر وضعیت موجود است؟


به عنوان یک ناظر بی طرف باید بگویم که به نظر من  دولت روحانی به چند دلیل  درباره وضعیت موجود هوای خوزستان تقصیر ندارد. اما دلایلی برای "مچکر نبودن" از روحانی نیز وجود دارد که ذکر خواهم نمود.

پدیده جهانی گسترش بیابانها و طوفانهای شن

کاسه غباری که اکنون بر سر مردم خوزستان ریخته  یک پدیده اقلیم جهانی است و فقط اختصاص به ایران ندارد. این طوفان شن و ریزگردها که "کاسه غبار" نام دارد حاصل خشک سالی های پی در پی  در مناطقی از جهان است که با کمبود شدید آب، پوشش گیاهی خود را هر روز بیش از پیش از دست می دهند و در نتیجه روند فرسایش خاک در آنها سریعتر و بیشتر می شود.

این همان وضعیتی است که در دهه سی میلادی قرن گذشته باعث به وجود آمدن رکود اقتصادی در بیشتر ایالتهای آمریکای شمالی و مهاجرت عده کثیری به سایر ایالتها و در نهایت بحران اقتصادی بی سابقه در آن کشور شد. مثال دیگر طوفان شن عظیم سال  ۰۰۹ ۲ در استرالیا و نیوزیلند است.

در حال حاضر بیابانی شدن به علت کاهش بارندگی و گرم شدن زمین در یک نوار طولانی اتفاق می افتد  که از آفریقای شمالی شروع می شود، به خاورمیانه می رسد و از طریق قزاقستان در آسیای میانه و مغولستان تا چین هم می رود.

متاسفانه خوزستان و استانهای غربی ایران به علت اینکه بادهای غالب در آنها از غرب به شرق می باشند، خاک حاصل از فرسایش شدید و پیشرفت  بیابانی شدن بی  وقفه سواحل شرقی شمال آفریقا و  صحرای عربستان و مناطقی از ترکیه و عراق را به سوی خود می کشند و می شود آنچه که می بینیم.

مقصر واقعی این وضعیت عدم برنامه ریزی صحیح و پایه ای در چهار دهه گذشته از سوی برنامه ریزان در همه کشورهای منطقه از جمله ایران می باشد. این برنامه ریزان نه تنها نتوانستند با استفاده از فن آوریهای جدید و اصول نوین زراعت و باغبانی باعث جلوگیری از خشک شدن زمینها و پیشرفت بیابانها بشوند، بلکه با اجرای پروژه های نادرست و حساب نشده به روند گسترش بیابانها کمک هم کردند.

برای نمونه در عراق زمان صدام حسین به دلایل سیاسی و نظامی دولت آن کشور تالاب "هوررالعظیم" را خشک کردند. در ترکیه با زدن سدهای حساب نشده بر روی سرچشمه های  دجله و فرات کشاورزی و زراعت در بخش مهمی از مسیر این دو جریان مهم آبی را دچار نابودی و خشکی  کردند. در ایران نیز با برهم زدن نظم چند هزار ساله توزیع آب و مصرف بی رویه از منابع آب زیر زمینی در سراسر کشور و طرحهای بلند پروازانه بدون اتکا و بعضا سیاسی و امنیتی نظیر طرح "توسعه نیشکر خوزستان"  به پدیده بیابان زائی کمکهای شایانی کردند. در استان ما تالاب "هور هویزه" هم به سرنوشت برادر بزرگترش در خاک عراق دچار شد.

راستش را بخواهید در کشور ما مقصر هجوم ریزگردها تمام دولتهائی هستند که در این چهار دهه برای مقابله با  مشکل بیابانی شدن اراضی به علت تغییرات اقلیمی جهان،  برنامه منسجم و تحقیقات مورد نیاز و تشکیلات و سازماندهی که نداشته اند هیچ، با برنامه های بی حساب و غیر علمی که تحقیقات کافی برای آنها نشده بود به بیابانی شدن ایران کمک نمودند.

مسئولیت دولت روحانی 

 امروز که در دام بلا گرفتار آمده ایم  حداقل توقع ما مردم خوزستان از دولت مستقر یعنی دولت جناب آقای روحانی این است که  با گماردن افراد لایق برای پستهای حساسی که مرتبط با معضل اقلیمی پیش آمده هستند و  اطلاع رسانی درست، مرحمی بر آلام بگذارند.

گماردن فردی چون دکتر "عیسی کلانتری"  بر وظیفه ای چون احیای دریاچه ها ی در حال خشک شدن برای کسانی که دوران ریاست ایشان بر سازمان تحقیقات کشاورزی و بعد دوره به نسبه طولانی وزارت ایشان در وزارت کشاورزی را  به یاد می آورند بسیار تعجب آور می باشد. چون که بخش قابل توجهی از کارشناسان کشاورزی کشور او را یکی از کسانی می دانند که برنامه های غلط  و بی توجهی هایش باعث رسیدن به وضعیت بد موجود شده است.

یا گماردن چند باره آقای مهندس "شمسائی" بر مدیریت سازمان مهم آب و برق خوزستان هم از این دست است. ایشان طی سی سال گذشته  در چند دوره غیر متوالی ریاست طولانی  خود بر سازمان آب و برق خوزستان که مسئولیت اداره سدهای عظیم و تنظیم آب استان  را بر عهده دارد، مسئول مستقیم نابسامانی و اشتباهات مکرری هستند که در این زمینه ها صورت پذیرفته و امروز نتیجه کلانش را می بینیم.

خانم دکتر "معصومه ابتکار" رئیس سازمان محیط زیست کشور که این روزها به بهانه ریزگردهای خوزستان ولی در واقع به خاطر وابستگیهای سیاسیش توسط جناحی خاص در مجلس شورای اسلامی آماج حملات شده هم بهتر است به جای استفاده از کلمات تکراری و توضیح واضحات، بر اطلاع رسانی درست به مردم تمرکز کند و دانستنیهای جدیدی را به مردم بلا دیده منتقل کند که به دردشان بخورد و باعث کاهش درد آنها گردد.

برای مثال ایشان خوب است که برای مردم توضیح دهند که جریان خرید دستگاههای مقابله با ریزگردها از روسیه چبست. این دستگاهها توسط چه کسی و با چه قیمتی خریداری شدند و در کجا نصب گردیدند؟ آیا امروز که آنها کارائی ندارند کسی جوابگو هست یا نه؟