فریاد خوزستان

تپیدنهای دلها ناله شد آهسته آهسته --------- رساتر گر شود این ناله ها فریاد میگردد

سخن هفته : امنیت اروند رود
نویسنده : س-ع وکیل زاده - ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٩
 

    

 

  بسیاری از مردم استان خوزستان خوب به یاد دارند که جنگ هشت ساله به چه بهانه ای بر مردم کشور ما تحمیل شد. آن که سالیان دراز حزب بعث عراق به آن چشم طمع دوخته بود آبراهی بود که دروازه  هردو کشورایران  و عراق به خلیج فارس میباشد . این نکته را نه صدام حسین و نه بقیه رهبران حزب بعث هرگز نخواستند قبول کنند که این آبراه باید مورد استفاده مشترک هردو کشور قرار گیرد و بهتر است به جای رقابت بر سر آن دو طرف با همکاری آن را بهینه سازی کنند تا بتوانند از عرض کم آن به مناسب ترین شکل ممکن بهره کافی ببرند .

     


      زمان گذشت ، صدام که ادعا میکرد ۵ سال اجرای قرارداد الجزایر در این مورد را به اجباری ناخواسته بخاطر قدرت نظامی برتر شاه ایران  در منطقه  ،بطور صوری پذیرفته است در برابر دوربین آن قرارداد را پاره کرد و نیروهایش را از زمین ، هوا و دریا به سوی خوزستان روانه نمود . این شد آغاز ۸ سال جنگ خانمان سوز که حاصلی جز ویرانی برای دو ملت ایران و عراق نداشت و داستان آن را در مجال دیگر خواهیم شکافت . 

     اما حالا درست ۳۰ سال پس از آن آغاز نحس ، ۲۸ سال پس از آزادی خرمشهر و هویزه و بستان عزیز و پس گرفتن غرور آفرین همه نقاط ارث پدریمان یعنی خاک زرخیز خوزستان از نیروهای آن مردک نادان و بالاخره پس از گذشت ۲۲ سال از قبول هرچند دیر اما مبارک قطعنامه آتش بس  ، حالا که دیگر نشانی از صدام و بعثش نیست ، امروز باردیگر تحرکاتی کور  در اروند رود  را مردم خوزستان  ، به ویژه ساکنان خرم شهر و آبادان، شاهد هستند که جای تامل فراوان دارد .

     چند ماهی است به خصوص پس از خروج نیروهای بریتانیائی از استان بصره در خاک عراق و تخلیه منطقه از آنها شاهد تجاوزهای پی در پی گشتی های عراقی به کشتیها و قایقهای ایرانی هستیم که حتی در چندین مورد این دستبردها به تخلیه کامل و دزدیدن اموال چند لنج و شناور بزرگ منجر شده است . امری که نیروهای رسمی عراق و استان بصره   به عهده نگرفته اند و آن را به گروههای خودسر منطقه ای نسبت داده اند .

    این تهدیدات و تجاوزات کوچک در منطقه ای که همچنان فضای تشنج آمیزی دارد و بخصوص هیچ قرار داد قانونی نیز بر آن حاکم نیست جای توجه فراوان دارد . تشکیل نشدن یک دولت مرکزی جدید در عراق و طول کشیدن مذاکرات بر سر آن ، با توجه به شایعاتی که از کمک رسانی بخشی از نیروهای نظامی  ایران به گروههای مختلف عراقی توسط دستگاههای تبلیغاتی جهانی پخش میشود میتواند زنگهای خطری باشد که بهتر است مسئولین کشور به آن توجه کافی مبذول نمایند تا خدای ناکرده دوباره کبریتی دیگر به انبار باروت نرسد .

    به هوش باشیم و این حرکات به ظاهر کوچک عراقی ها در اروند رود را زیر سبیلی در نکنیم . منافع مردم استان ما و بازرگانان و ماهیگیران منطقه آنقدر مهم است که به بهانه آنها هم که شده امنیت بیشتری برای مردم این منطقه حساس خاک کشور عزیزمان فراهم کنیم . در نهایت این مسئله به روشنی در طول جنگ تحمیلی از سوی بیگانگان، بایدبه همه ما اثبات شده باشد که  مردم آبادان و خرمشهر و بستان و دزفول و تامین زندگی با رفاه و امنیت برای آنها بسیار بیش از فتح کربلا ونجف یا ایجاد استحکام و وتامین آب و بهداشت در جنوب لبنان به درد امنیت کشورمان میخورد .

   از تاریخ درس بگیریم و به یاد بیاوریم که در طول جنگ و اشغال سرزمنیمان توسط نیروهای بعثی همانها که مدتها پیش از آن برای دریافت کمکهای مالی و تدارکاتی پاشنه در تهران را کنده بودند و  به عنوان نهضت آزادیبخش هر روز با شعارهای فریبنده ظاهر میشدند  و با دست پر میرفتند ، در نهایت پشت صدام ایستادند و با عنوان جعلی اتفاق عربی پشت به ما کردند .

   در همیشه بر یک پاشنه نمیچرخد ، باید خیلی مراقب باشیم . اگر ۲۸ سال پیش به زور بازوی بچه های غیرتمند ارتش و سپاه پرتوانمان و مردم عادی دلاور ، همینطور یاری خداوند منان دست نابکاری که از آستین ارتش عراق در آمده بود قطع کردیم . بدانیم که اکنون زمانه دیگری است و آوردگاهی متفاوت . با همان فرمول شاید دیگر نشود جواب گرفت . به فکر باشیم و از همین الان درهای خانه خود را محکم کنیم و ساکنان داخل خانه را چنان تقویت نمائیم که در صورت بروز هر حادثه ای خودشان حساب متجاوزان را بار دیگر کف دستشان بگذارند .

     یک قایق ماهیگیر زحمتکش ساکن جزیره مینو و حفظ قاطعانه امنیت آن کار صدها موشک دوربرد و نمایش آن را  هزاران برابر بیشتر برای جلوگیری از طمع دوباره خارجی به استان خوزستان میکند . پس آن را مهم بدانیم . اروند رو جای حساسی است .